به کجا میروی صبر کن صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو ای کبوتر به کجا قدر دگر صبر کن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو ای عشق من تو گر گریه کنی بغض من نیز میشکند خنده ی عشق کن . عشق نمک گیر شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند تو را میبارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت امد باش ای نازنین باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود بعد برو حال که عزم رفتن داری پس برو خدا نگهدارت |
||
|
+
نوشته شده در بیست و دوم مهر 1386ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط tanhay_donya
|
|