|
گل بادوم گل عاشق گل محروم تو چه آسون شدي پرپر پاك و معصوم مست و عاشق رو به خورشيد پر گشودي روز ديگر روي شاخه تو نبودي پر عشقه لحظه هاي موندن تو رو به خورشيد عاشونه خوندن تو مستي تو توي دنيا آه ودم خنده عشق واسه تو پر غم بود گل بادوم گل عاشق گل محروم تو چه آسون شدي پرپر پاك و معصوم عاشقم به پر گشودن عاشقونه مردن تو يك كتاب گل بادوم عشق و جون سپردن تو عمر تو تنها دو روزه پر عشق و پر ايثار يك سلام و عشق لبخند ديدن و خدا نگهدار اي شكوه مهربوني چه دلي تو سينه داري نقش چشمات و مي زاري بعد مرگ يادگاري گل بادوم گل عاشق گل محروم تو چه آسون شدي پرپر پاك و معصوم خبر مرگ تو را با او چه کس مي گويد آن زمان که خبر مرگ ترا از کسي مي شنود روي او را کاشکي مي ديدی شانه با لا زد نش را بي قيد و تکان دادن دستش که و تکان دادن سر را که عجب عاقبت مرد افسو س کاش مي ديدی من به خود مي گو يم چه کسي باور کرد جنگل جان ترا آتش عشق او خاکستر کرد عزیزم رفت . نخواست باور کنه هستم ولی من هنوز هستم همونجا که گفتم میمونم تا برگردی . هنوزم همونجام تا ابد . رفت در سکوتی همچو شبهای تار
|
||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهاردهم آبان 1386ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط gole.shorezar
|
|
||||||||||||||||||||||||||