|
اینکه دیگر در اتاق عروسکهایم آره ... حسرت ديدن چشم هاي تو داغونم كرد منتظری بمیرم تا برگردی ؟ اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست ؟
آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1386ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط tanhay_donya
|
|